گرفتار کیفر حق الناس در قبر
حضرت عیسی (ع) از کنار قبری می گذشت . از خدای متعال خواست که صاحب قبر را زنده کند تا از او چیزی بپرسد. همین که زنده شد از او سوال کرد : حالت در عالم برزخ چگونه است ؟ عرض کرد : من باربری بودم ٬ روزی مقداری هیزم برای کسی بر دوش داشتم و می بردم ٬ خلالی از آن جدا کردم که دندان خودم را با آن خلال نمایم از آن زمان که مرده ام تا به حال گرفتار کیفر همان عملم.
................ دیدار یک بنده خدا با شیطان به مناسبت عید............
طبق رسم چند هزار ساله با نو شدن طبیعت و فرارسیدن نوروز ٫ شیطان هم میزبان مهمانان گوناگونی است
دیروز بنده ای از بندگان خدا به نمایندگی از دیگر اشراف مخلوقات خدا برای دیدنم به بارگاهم آمد
به احترام آمدنش از تخت بلند شدم و در کنارش جای گرفتم
از اسرار مگو و مجاز سخن راندم
از حول حالنا الی احسن الحال دوزخیان برایش گفتم
از ترنم بهاری
از ازل تا الست
با هر بار گفتنم چهره اش دگرگون تر میشد
سکوت کرد
و گفت شیطان میخواهم با تو درد و دلی بکنم به قدمت تمام تاریخ خلقت
سخنی که سالیان سال در گلویم مانده
به رسم مهمان نوازی سکوت کردم
و نگاه در نگاهش انداختم
و او گفت
به یاد میآورم روز ازل را٬وقتی ما آدمیان شاهد خلقت آدم بودیم
و از نافرمانی تو و خشم خداوند بر خود میلرزیدیم
و بر تو لعنت فرستادیم
و بر تصمیمت پافشاری میکردی
از بهشت اخراج شدی
و به گناه دست یازیدم و نامی نیک و ماندگار از خویش برجای نگذاشتم
و در آخر لایق عذاب جهنم گردیدم
اما تو سجده نکردی و بر راهت اصرار ورزیدی
و با سری افراشته و نامی بزرگ در جهنم مسکن گزیدی
آنگاه اینگونه چون امروز از سجده خویش شرمسار و خجل نمیشدم...
آسان ترین عذاب جهنمیان
امام صادق (ع) می فرماید
:فرمایش علی (ع) پیرامون قبر:
«
آمرزیده نشود از مرگ بدتر است! بترسید از تنگی
قبر و فشار و تاریکی و غربت آن ! قبر هر روز می
گوید : من خانه وحشت و ترس و اضطراب و دلهره
ام و من خانه کرمها هستم. قبر یا باغی از باغهای
بهشت است و یا گودالی از گودالهای دوزخ. و این
که خداوند در قرآن دشمنانش را ترسانده و
فرموده : آنان زندگانی سختی خواهند داشت آن
عذاب قبر است . همانا خداوند بر کافر در قبرش نود
و نه مار مسلط می کند تا گوشتش را نیش بزنند و
استخوانهایشرا بشکنند و تا روز قیامت او را عذاب
دهند و پیش او رفت و آمد کنند . اگر یکی از مارها
و افعی ها در روی زمین نفس بکشد هیچ زراعت و
کشتی از شدت حرارت نفس او سالم نمی ماند و
خشک می شود . ای بندگان خدا ! چگونه نفس
ضعیف و بدنهای ظریف و ناتوان شما توانایی مقابله
با آن عذابها و شدائد را دارد ؟!
گوید : تو مبغوض ترین کسی بودی در روی من راه
می رفتی حالا که آمدی داخل من و من بر تو ولایت
پیدا کردم می دانم با تو چکار کنم . آن گاه چنان
فشار بر او وارد می کند که دنده هایش داخل هم
فرو می روند.
قناعت و کفایت کنید به یاد نفس و جسمتان باشید
و کارهایی را که خداوند دوست دارد انجام دهید و
کارهایی را که خداوند بدش می آید ترک کنید.۱»
۱) بحار ٬ ج ۶ ٬ ص ۲۱۸